ز گهواره تا گور در کانادا / وصف حال برخی ایرانیان در سرزمین شیر عسل

By کرگدن

این 5 گروه از هموطنان عزیز مقیم کانادا برایم جالبند:

1. ز گهواره تا گور مدرک بجوی:

به خاطر چشم و هم چشمی، فرار از ایران و گرفتن اقامت سرزمین شیر عسل با ویزای دانشجویی تشریف می آورید کانادا و شبانه روز در اتاق 2 در 3 اجاره ای یا پشت کامپیوتر دانشگاه مشغول اینترنت بازی، چت، موسیقی، فیلم و سریال ایرانی هستید. هر سال یکی دو مقاله سر هم می کنید برای سمیناهار و مجله های تخصصی که اگر اسم استادتان را بشناسند چشم بسته پذیرفته می شوند.

دوستان و فک و فامیل فکر می کنند چقدر باهوش و زرنگید و به حالتان غبطه می خورند. پولی که دانشگاه می دهد فقط برای گذران زندگی ست ولی آن ها فکر می کنند دلار قلمبه می کنید تا باهاش خانه بخرید. غمباد گرفته ولی پنهانش می کنید چون باید نقش دانشجوی خوشبخت را بازی کنید.

مقصود تویی، کعبه و بت خانه بهانه… پس در اولین فرصت برای اقامت کانادا اقدام می کنید. فارغ التحصیل می شوید و همچنان بیکار پس به ساده ترین و تنها کاری که بلدید ادامه می دهید: تحصیلات تکمیلی… فوق لیسانس و دکترا و پست داک و فوق دکترا و فوق فوق تخصص. آخرش بر می گردید ایران به ملت فخر بفروشید یا آنقدر می مانید تا شانس تان بگیرد و در ده کوره ای در کانادا به عنوان پژوهشگر استخدام شوید. در غیر این صورت به خیل بی شمار راننده تاکسی رانان تحصیلکرده می پیوندید.

2. ز گهواره تا گور دلالی کن

ایران دلال بودید و کار تخصصی نداشتید یا در کانادا تحصیلکرده بیکارید. شغل شما دلالی ارز، خرید و فروش خانه و ملک، دلالی وام مسکن، دلالی بیمه، دلالی ماشین و دلالی مهاجرت است. نه شما زبان بلدید نه مشتریانتان پس در و تخته جور است.

تا دسته هموطنانتان را – مخصوصا اگر تازه وارد و چشم و گوش بسته باشند – نقره داغ می کنید و پشت سر به ریش شان می خندید. در رنگین نامه های فارسی زبان آگهی داده و عکس خوشگل و خوش تیپتان را چاپ می کنید و منتظر طعمه لذیذ ایرانی می نشینید. اگر پا داد برای تور کردن مشتری «خدمات ویژه» هم ارائه می کنید (یا می دهید).

3. ز گهواره تا گور عملگی کن

ایران برای خودتان آدمی بودید و زندگی تان را می کردید تا اینکه تب کانادا فراگیر شد. اگر نمی آمدید اینجا از بقیه عقب می افتادید پس عزم را جزم نموده، تشکیل فایل داده و پس از چندین سال انتظار رهسپار سرزمین شیر عسل می شوید. پیش از سفر به همه می گفتید : «دیگر خسته شدم… حاضرم کانادا ظرف بشورم؛ زمین پاک کنم ولی ایران دکتر مهندس نباشم».

اینجا کار پیدا نمی کنید و پولتان هم تمام شده. پس از کلی این در و آن در زدن بالاخره به شغل شریف عملگی در کافی شاپ، رستوران، فروشگاه، پادو بوتیک، پیک پیتزا، باربری در انبار، نگهبانی و کشیک دادن، کارگر ساندویچی، راننده تریلی یا تاکسی، ظرف شویی و زمین پاک کنی مشغول می شوید.

کارتان را از همه (حتی دوستانتان در اینجا) پنهان می کنید. به آشناها در ایران می گویید در کار تخصصی خودتان هستید و درآمدتان بالاست در حالی که حقوق حداقل می گیرید و دلتان فقط به ماشین قرضی زیر پایتان خوش است؛ پس از چند سال به همین وضع عادت می کنید و یادتان می رود که بودید و اصلا برای چی آمدید کانادا.

4. ز گهواره تا گور شیره بمال

موقع ازدواج رسیده. تنهایی و سن و سال بهتان فشار می آورد. تا حالا وانمود می کردید 123456 تا دوست دختر / دوست پسر قد بلند کمر باریک مو بلوند چشم آبی / چشم ابرو مشکی اهل حال خارجی داشتید ولی در واقع همیشه تنهایید و هیچکی تحویلتان نمی گیرد یا اگر تحویل گرفته با اولین نسیم مخالف ترکتان کرده رفته دنبال یک نفر بهتر از شما.

خلاصه درست حسابی ندیده و نشناخته از ایران همسر «وارد» می کنید. البته هنوز مثلا راننده تریلی هستید و به دروغ جلوی مردم خودتان را صاحب شرکت حمل و نقل جا می زنید… کارگر ساندویچی یا پادو بوتیک هستید و خودتان را صاحب رستوران یا بوتیک معرفی می کنید. بیکارید ولی الکی می گویید دانشجویید. غافل از اینکه در و تخته کماکان جور است: نه شما صادقید نه طرف مقابلتان.

طرفتان (پسر یا دختر) زیاد روی شرایط مالی و کاری شما سخت نمی گیرد چون فقط عاشق اقامت کاناداست و با پاسپورت شما ازدواج می کند نه خودتان. پیش خودش می گوید: «اگر رابطه جواب داد که چه بهتر. اگر هم خوشم نیامد راحت طلاق می گیرم؛ نهایتش طرف را تلکه می کنم و می روم با یکی دیگر.»

پس از مدتی می زنید توی پر هم و اتقاقی می افتد که از همان روز اول قابل پیش بینی بود: نخود نخود هر که رود خانه خود.

5. ز گهواره تا گور کلاه برداری کن

آپارتمانی را در ایران به 3 نفر می فروشید؛ مناقصه های 30 هزار دلاری را با رشوه تبدیل می کنید به قراردادهای 300000 دلاری با شرکت نفت؛ سر شریکتان کلاه می گذارید و سهمش را می دزدید؛ شرکت صادرات واردات داشتید و با دغل بازی از مالیات فرار کردید….

بشتابید که کانادا بهشت امن سرمایه های شماست. پول های دزدی را می آورید اینحا و خانه و ماشین نقد می خرید و می شوید شهروند خوب و نانازی و سر به زیر. پس از مدتی می بینید هیچ جای دنیا نمی شود مثل ایران بی حساب و کتاب پول پارو کرد و آب ها که از آسیب افتاد بر می گردید ایران تا به کلاه برداری ادامه دهید.

6 ماه ایران و 6 ماه کانادا هستید. وقتی می روید ایران در عین پز دادن از کانادا بد می گویید و وقتی می آیید کانادا به دولت ایران و مردم فحش می دهید و از بی نظمی می نالید و هرگز به روی مبارک نمی آورید که همان محیط بلبشوی ایران امثال شما را پولدار می کند.

==============
پس نویس:
سرزمین شیر عسل (The land of milk and honey): ناکجا آباد؛ مکانی موهوم که زندگی در آن راحت و آسوده است.

64 پاسخ to “ز گهواره تا گور در کانادا / وصف حال برخی ایرانیان در سرزمین شیر عسل”

  1. jam می گوید:

    Eyvallah khili toop bood va taghriban dorost, volla sharayete canad ke injoorie, nemidunam sharayet oonayi ke raftan US ya Europe va inghadam kelas mizaran chetorie:)

    کرگدن: همواره شاد و سلامت باشید. از شرایط دیگر کشورها بی اطلاعم.

  2. Siavash می گوید:

    khoddat joozz e kodoom daste iii baradar?!?!??! kheyli zeshte injuurii hame ro yeki bedoooni

    کرگدن: به این سوال در پستی جداگانه می پردازم. همه را یکی ندانستم و بیان مشاهداتم را زشت نمی دانم.

  3. اسی می گوید:

    عالی بود…

    کرگدن: همیشه شاد و سلامت باشید!

  4. b می گوید:

    Be in migan ye ordangeevase maha ke bokhooriye afiyoone toodeha shodeem!yanee man ino goftam ???

    کرگدن: همواره شاد و سلامت باشید.

  5. علی می گوید:

    خیلی جالب و مختصر و مفید نوشتید و در واقع خیلی خوب توصیف کردید.

    کرگدن: همواره شاد و موفق باشید.

  6. reza می گوید:

    خودت جزو کدام گروهی برادر؟ برايت خبر دارم که کافری و همه را بخويش خود پنداری وگرنه آن قسمی که ازشان نام نبردی و از نخبگان علمی و اقتصادی کانادا هتسند را بنده فراوان ميشناسم. ياد بگير تنها در مورد خودت حرف بزنی و چنين هم کيش پنداری گله گشادت را تنها برای مامان جون ت بگويی تا قربون صدقه پير روشنفکرش برود در غيراينصورت آماده باش که اينجوری برويت آفتابه بکشند.

    کرگدن: هرگز ادعا نکردم موارد موفق نیست؛ اتفاقا زیاد هم هست. بحث هم اصلا شخصی نبود و در ضمن با شما نسبت برادری ندارم.

  7. ba savad می گوید:

    ta kojat sookhte az tahsilate mardom ha….

    کرگدن: دماغم… چون تا سیکل بیشتر نکشیدم :(

  8. glutz می گوید:

    واقعا گل گفتی…

    کرگدن: همواره شاد و موفق باشید.

  9. amin می گوید:

    Are you serious?

    کرگدن: کمی تا قسمتی… آری!

  10. میم ح میم دال می گوید:

    شرح حالی هم از زندگی هموطنان داخل کشور مینوشتید بد نبود

    کرگدن: بچه های داخل ایران برای این کار شایسته ترند و به روز.

  11. بابای سونیا می گوید:

    سلام…البته بنده نه کانادا که مالزی زندگی میکنم… اتفاقا نه برای پیدا کردن کار که به دعوت یک شرکت واسه کار اومدم اینجا…ولی ته تهش خیلی با نوشته ات حال کردم…یه جورایی بازم همینی هستش که میگی…کانادا و مالزی و انگلیس هم نداره…

    کرگدن: سلام. ممنون بابت نظرتان.

  12. ye daneshjoo می گوید:

    hame ina dorost vali oon daneshjoooe alan age irasn bemoone vazesh kheili bad tare!!!
    cje eghtesadi che roohi che asabi….

    کرگدن: بله من هم قصدم مقایسه ایران و کانادا نبود.

  13. همشهری می گوید:

    در بین ایراییان مقیم کانادا این دسته ها هم هستند(فقط 5 دسته ذکر کی کنم که مساوی شده باشیم و گرنه تعداد دسته ها خیلی بیشتر است)
    1. آدم هایی که مهاجرت کرده اند و در رشته های خود کار تخصصی پیدا کرده اند و زندگی معمولیشان را می کنند.
    2. آدم هایی که مهاجرت کرده اند و کار تخصصی خود را پیدا نکرده اند و به هر سختی روزگار می گذرانند و معتقدند این سختی به خفتی که در ایران بر ایشان روا می شد شرف دارد
    3. آدم هایی که با ویزای دانشجویی آمده اند درسشان را هم خیلی خوب می خوانند و بعد بعضیشان می مانند و بعضیشان بر می گردند. آن ها هم که می میانند مثل بقیه با مشکلات معمولی جامعه سرمایه داری سرو کله می زنند: کار، بیکاری، رکود، بیگانگی،تفرد
    4. آدم های جمهوری اسلامی که با ویزای دانشجویی یا برای فرصت مطالعاتی آمده اند و کارشان خبرکشی است و جون در دانشگاه های اینجا اتفاق خاصی نمی افتد حداکثر خبری که در ازای آن پول های هنگفت می گیرند این است که فلان دانشجوی بورسیه در بهمان مجلس بی حجاب بود یا با کسی از جنس محالف دست داد یا گوشت غیر زبح اسلامی خورد یا زبانم لال مشروب.
    5. خانواده مدیران میانی جمهوری اسلامی که در بدو ورود در محله ی “پست رود” خانه های چند میلیونی می خرند و از مواهب مادی امپریالیسم غدار استفاده می کنند و دائم غر می زنند که چرا حقوق اقلیت های مذهبی رعایت نمی شود و این ها آفند می شوند که در مجالسی که هستند مشروب سرو می شود.

    کرگدن: جانا سخن از زبان ما می گویی.

  14. poya می گوید:

    salam postet ali bood

    کرگدن: همواره شاد و موفق باشید.

  15. freidoon می گوید:

    I,m 100% agree with you

    کرگدن: شاد و موفق باشید.

  16. nemidoonim می گوید:

    در مورد “دانشجوی مادام العمر” بی انصافی کردی. خیلی ها هستند که عمرشون رو فدای علم آموزی می کنند و واقعا کار یا پول براشون اهمیت کمتری داره! ضمنا برای آدمی که توی دانشگاه خوب کار کرده همیشه کار وجود داره، حتی اگه تو استرالیا یا اروپا باشه!

    کرگدن: همه را که به یک چوب نراندم! منظورم کسانی بود که هدفشان صرفا گرفتن اقامت است.

  17. sara می گوید:

    I am not sure if you have studied in a Canadian university and if so in which one and what program but as far as my experience goes it is not possible to put 2-3 academic papers/year together and go on with chatting and watching movies…academic life is demanding here and it pays off

    کرگدن: نه خوب همه که اینطور نیستند. امیدوارم شما نتیجه تلاش و زحماتتان را گرفته باشید.

  18. glutz می گوید:

    من خودم تو همین کشور لعنتی هستم. قبل از اینکه بیام اینجا هی به خودم میگفتم کانادا یه کشور خیلی بزرگه. میرم و میگردم. الان میبینم از کل این سرزمین پهناور فقط 100 متر راه بین خوابگاه و دانشکده رو دیدم.

    کرگدن: دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نگشت / دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور

  19. Hamid می گوید:

    سلام
    محشر بود عزیز . حقیقتا ً که با یک بررسی موشکافانه ای نوشته بودید. بسیار لذّت بردم و البته افسوس خوردم که چه بودیم و چه شدیم آیا چه خواهیم شد

    موفق باشید
    سال نو بر همه ی ایرانیان مبارک
    ارادتمند حمید

    کرگدن: خواهش می کنم. قصدم ابدا توهین به کسی نبوده و متاسفانه برخی دوستان در بالاترین رنجیده خاطر شدند.

  20. yeki می گوید:

    khodet jozee kodum goruhi?

    کرگدن: در پست جداگانه ای خواهم نوشت.

  21. Top Posts « WordPress.com می گوید:

    [...] ز گهواره تا گور در کانادا / وصف حال برخی ایرانیان در سرز… این 5 گروه از هموطنان عزیز مقیم کانادا برایم جالبند: 1. ز گهواره تا [...] [...]

  22. sadra می گوید:

    sad but true ;)

    کرگدن: همیشه شاد و موفق باشید.

  23. arash می گوید:

    Man dar keshvareh Canadazendegy mikonam,valy be nazareh man shoma yektarafeh neveshteed,inhaee ke shoma neveshtin hast,va khalafesh ham hast,bkasany ke khoob dars mikhoonan man mishnasam ke hanooz darseshoon tamoom nashodeh kar peyda mikonand(hatta too in ozayeh bade eghtesady) va daneshjooyan ham 1 sale ya kamy bishtar PR migyrand ke baghiash dasteh khodeshoon hast bemoonand ya bargardand.
    valy behar hal vaght gozashtin
    mamnoon

    کرگدن: خواهش می کنم. منم نگفتم همه اینطوری هستند. امیدوارم شما مواردی را که نام بردید گروه بندی و منتشر کنید.

  24. kamran می گوید:

    نوشته یک طرفه و احساساتی بود.به خاطر اینکه خلاف تصور عموم جامعه هست شاید کمی جلب توجه کنه بخصوص برای عدهی زیادی که اقدام ناموفق برای پذیرش یا مهاجرت داشتند .

    کرگدن: فقط برخی مشاهداتم را بیان کردم که هرگز کامل نیست. همانطور که گفتید تصور عموم مردم از کانادا چیز دیگری ست و خواستم «آن روی سکه» را هم نشان دهم. همواره شاد و موفق باشید!

  25. خداحافظ كانادا می گوید:

    مطلب جالبی بود… عين واقعيت و بدور از به به و چه چه های غير واقعی رايج كانادا مثبت نويسان.

    خوشبختانه تعداد كسانی كه از مشكلات كانادا می نويسند رو به افزايش است :)

    اگر اجازه بديد مطلبتون رو در وبلاگم نقل كنم.

    موفق باشيد.

    خداحافظ كانادا

    کرگدن: خواهش می کنم. در بالاترین هم لینک کردم و کاربران زیادی نظر دادند. لطفا آن نظرات را هم ببینید.

  26. keyvan می گوید:

    بسیار مطلب مناسب و دقیقی بود به خصوص برای ایرانیانی که در داخل کشور به همه چیز با منتهای بدبینی نگاه میکنند و ارزویشان فرار از ایران اینگونه نقدها خیلی میتواند موثر باشد.

    کرگدن: ممنون. همواره شاد و موفق باشید.

  27. Mohammad می گوید:

    خیلی از این چیزهایی که نوشتی یا شاید هم همه اش درست بود .اما شاید لازم بود چیزهای دیگری را هم می نوشتی و کنار آن ها می گذاشتی تا منصف تر باشی . ولی آیا راستی همه ایرانیان مقیم کانادا در این گروه بندی شما می گنجند؟ یا گروه های دیگری هم هست که نگفته ای و ما بی خبریم ؟ و شما خودت در کدام گروهی ؟ البته به ماربطی ندارد گرچه علاقمندیم ولی به خودت بگو. واقعا؟

    کرگدن: خیر، همه نمی گنجند و نوشته کامل نیست. سعی کردم بحث را شخصی نکنم و از خودم نگفتم ولی در نوشته جداگانه ای به این موضوع خواهم پرداخت. شاد و سلامت باشید!

  28. Reza می گوید:

    مثنوی مولوی داستان فیل
    Kargadane mohtaram shoma bar asase tajrobiyate khodet daste bandi kardehee, mano yade dastane zir andakhti:

    فیل اندر خانه تاریک بود
    عرضه را آورده بودندش هنود
    از برای دیدنش مردم بسی
    اندر آن ظلمت همی شد هر کسی
    دیدنش با چشم چون ممکن نبود
    اندر آن تاریکی اش کف می بسود
    آن یکی را کف به خرطوم اوفتاد
    گفت همچون ناودانست این نهاد
    آن یکی را دست بر گوشش رسید
    آن بر او چون بادبیزن شد پدید
    آن یکی را کف چو بر پایش بسود
    گفت شکل پیل دیدم چون عمود
    آن یکی بر پشت او بنهاد دست
    گفت خود این پیل چون تختی بدست
    همچنین هر یک به جزوی که رسید
    فهم آن می کرد هرجا می شنید
    از نظرگه گفتشان شد مختلف
    آن یکی دالش لقب داد این الف
    در کف هر کس اگر شمعی بدی
    اختلاف از گفتشان بیرون شدی
    چشم حس همچون کف دستست و بس
    نیست کف را بر همه او دسترس

    داستان مولانا با ظاهری ساده و شوخ، بنمایه مرکزی دید شهودی را تشریح می کند؛ مشاهده مستقیم قادر نیست حقیقت امور را روشن کند و از اشیای خارجی تنها تصویری مقلوب و کاذب فراهم می آورد.

    اصل این داستان را می توان تا هندوستان کهن و در حکمت بودایی ردیابی کرد.

    در منبعی، زادگاه این روایت ولایت ساواتی در “اقصای غور” دانسته شده است اما در داستان اصلی، فیل در تاریکی نیست بلکه آدمهایی که به ملاقات او می روند، کورند.

    در تمثیل آمده است که پادشاهی پنج دانای کور را به کنار فیلی برد و از آنها خواست که حیوان را توصیف کنند و آنها چون در “تاریکی” بودند، تعاریفی ارائه دادند عیناً مانند داستان مولانا.
    http://brainst.persianblog.ir/

    کرگدن: کاملا موافقم. آنچه نوشتم فقط از زاویه محدود تجربیات خودم بود که هرگز کامل نیست.

  29. پسر ایرانی از کانادا می گوید:

    خیلی باحال و درست بود.
    البته من با همه قسمت هاش موافق نیستم. چون خودم اینجا کار دارم (منظورم کار تخصصی است) ولی خیلی از جاهاش درست بود. مخصوصاً اون قسمتی که دوست دخترها که با یک نسیم مخالف می رن سراغ یکی دیگه.

    کرگدن: سپاس. آنچه نوشتم همه موارد را شامل نمی شود. همواره شاد و موفق باشید.

  30. حمید می گوید:

    من سال 2003 به کانادا مهاجرت کردم و خیلی زود متوجه این داستانی شدم که شما نوشته اید. متاسفانه پس این پرده فقط یه تجارت قرار داره نه یه سرزمین رویائی که عمده بازنده های اون نومهاجرها هستند. پس از چهار ماه علی رغم انتقاد شدید خانواده برگشتم و الان روزی هزار بار خدا رو شکر میکنم که این بصارت رو به من داد تا اون جا عمرم رو پوچ نکنم.

    هزار نکته باریک تر ز مو اینجاست نه هر که سر بتراشد قلندری داند

    کرگدن: همواره شاد و موفق باشید.

  31. mohajer می گوید:

    1. madrak-baz
    2. Dallal
    3.amaleh
    4.shire-bemal
    5.Kolah-bardar

    How dare you categorize Iranian immigrants like that? Its not Canada’s fault that you are a pathetic loser.

    کرگدن: من نگفتم همه؛ گفتم برخی. مساله را شخصی نکردم و نمی دانم شما از کجا فهمیدید بازنده ام. شاد و سلامت باشید!

  32. Mehdi می گوید:

    احتمالا یک چیزهایی دیدی و جوش آوردی. به هرحال بدون که زندگی پیچیده تر از اینجور طبقه بندیهاست. اگر اینطوری بخوای حساب کنی که آخرش همه میمیریم و تمام. اصولا آدم همیشه از وضعیت خودش ناراضیه. شماها یه جور؛ ما هم یه جور

    کرگدن: نه راستش جوش نیاوردم ولی با شما موافقم که زندگی پیچیده تر از این طبقه بندی هاست. رضایت از زندگی نسبی ست و بستگی به این دارد که از زندگی چه بخواهیم.

  33. احمد می گوید:

    با سلام
    من اگر چه شاید جزو ایرانیهای موفق کانادا باشم (حداقل دکترا از مک گیل گرفتم و الان هم هیات علمی در کانادا هستم) ولی خداییش حرفهای شما را تایید میکنم. مشکلات ماها بیش از این حرفهاست. ولی کمتر کسی میدونه.

    کرگدن: سپاسگزارم. به داشتن هموطنان موفقی مانند شما افتخار می کنم.

  34. saharlar می گوید:

    باحال بود…مرسی

    کرگدن: شاد و سلامت باشید!

  35. آرش می گوید:

    من 2 ساله بصورت دانشجویی آلمان هستم..این چیزایی که شما میگی خیلی هاش درسته .ولی اگه تو ایران دانشجو بوده باشی یا یه شغل سطح پایین داشته بوده باشی متوجه میشی که اگر بخواییم در مورد شرایط ایران وصف حال بنویسیم مثنوی هفتاد من میشه،، در هر صورت من که اینجا راضیم .خیلی هارو هم میشناسم که راضی اند..اینایی هم که هی میان چرت و پرت میگن که اره ما اومدیم اینجا گول خوردیم و اینا موندگار شدیم ،زر میزنن خرج برگشت یه بلیط 500 تومنی.
    با فروتنی
    آرش

    کرگدن: با شما موافقم. منظورم از این نوشته مقایسه ایران و کانادا نبود و مشکلات ایران را توجیه پذیر نمی دانم. همه در کانادا این طور نیستند و امکان برگشت هم برای خیلی ها هست.

  36. mehdi می گوید:

    Agha eival; yani kheili bahat hal kardam; zadi too khal kheili aaallliii boood

    کرگدن: همیشه شاد و سلامت باشید.

  37. kavin می گوید:

    با توجه به اینکه به چند کشور خارجی سفر کرده ومدت چند ماه در هر کشور مانده ام ووضعیت ایرانیها یمقیم را دیده ام کاملا موافقم

    کرگدن: خوشحالم که مورد توجه تان واقع شد. همواره شاد و سلامت باشید!

  38. Golbarg می گوید:

    Salam,
    Man ham ba nazare shoma movafegham, doostani ke ghablan az sale 2008 tashrif avordan, va khoob ja oftadan, hich vaght nemitoonam sharaie kasani ra ke alan too in sharaiet oomadan dar konan, man khodam 3 mah majjani vase 1 sherkat kar kardam, too karam ham khebre hastam , 1 mah paid kar kardam, baed ham sherkat baed az 20 sal varshekast shod, alan ham 2 mahe daram 2nbale kar migardam, dalile in ke bar nemigardam , eteghadate shakhsi hast ke daram, hazeram inja basham faghat be oon kharab shode bar nagardam, kasani ham ke poze kare takhasosi ra midan, faghat 1 bar shanseshoon ra emtehan konan, bebinan age sale 2008 tashrif avorde boodan bazam mitoonestan, in ghadr poze aalie bedan! dar inke 2late Canada dozde man hich shakki nadaram, man hame zendegim ra forookhtam oomadam inja be omide zendegi ebehtar, vali hala hamash kharj shode, va nemitoonam dige bar gardam.

    کرگدن: سپاس که تجربه تان را در میان گذاشتید. کسانی که هنوز کار تخصصی دارند هم متاسفانه پا در هوا هستند. امیدوارم این شرایط بد زودتر تمام شود… به امید آینده بهتر.

  39. آریو می گوید:

    ببین کرگدن!
    مردم اینجا تو فشارن. تو سختی هستند. نمی‌دونم چه حالی بهت دست میده اگر تابستو ساعت ۱۱ ظهر تا ۲ بعد از ظهر برق قطع بشه. و چه حالی اگر طبق اعلام رسمی قراره اینکار هرساله و هر روز تابستان انجام بشه؟ چرا؟ به بهانه کم آبی. هزار و یکی از این اعصاب خورد کنی‌ها هست. فقط این نیست. درست نیست ایرانیهای آواره رو مسخره کنی. بله بعضیها هرجا میرن هیچ پخی نمیشن. اما خیلی آدمها هستند که استعداد دارند و وظیفه خودشون میدونند که مانع از هرز رفتن این استعداد بشن. چون معرفت رسالت میاره. آدمی که دانش داره وظیفشه دانشش رو بکار بگیره. ایران نشد جای دیگه.
    این توری توی دل ما ایرانیهارو خالی نکن.
    خدای ماهم بزرگه.

    کرگدن: بسیار قشنگ نوشتی. اما:
    1. کسی را مسخره نکردم؛ فقط یک راوی بودم.
    2. به هیچ عنوان مشکلات ایران را توجیه یا انکار نمی کنم.
    3. هرگز کسی را از مهاجرت منع نمی کنم.
    4. امیدوارم شما اطلاع از مشکلات غربت و سختی های پیش رو را خالی کردن دل ندانید.

    • مصطفی می گوید:

      من شاید تا چند ماه دیگه اگر خدا بخواد برم امریکا برای تحصیل ، با اینکه واقعا برای علم اموزی میرم و درسم که تموم شه اصلا قصد ندارم بمونم اما این مذخرفاتی که در مورد رسالت معرفت و وظیفه ی دانش و اینا گفتی کلا چرت و پرت هست

      کرگدن: امیدوارم کارتان برای آمریکا زودتر درست شود و به اهداف خود برسید. طبیعتا آنچه درباره «رسالت معرفت و وظیفه ی دانش» می بینید نظر این خواننده است نه من بنا بر این جوابی ندارم. ضمنا «مزخرف» درست است نه «مذخرف».
      شاد و سلامت باشید.

      • مصطفی می گوید:

        یه مقدار سریع نوشتم این طور شد ! این قدر هم بیسواد نیستم .. در کل خیلی باحال نوشته بودی خوشحال شدم

        کرگدن: ممنون. خوشحالم که پسندیدی.
        موفق باشی!

  40. آریو می گوید:

    بجای این کارها از سرنوشت آدمهای موفق مینوشتی. که ماهم عبرت بگیریم و بلکه از تجربیات اونها یک فرار موفقیت آمیز از این…. نمی دونم چی بهش بگم، از این جمهوری اسلامی داشته باشیم.

    کرگدن: پیشنهاد خوبی ست. این کار را خواهم کرد گرچه در مورد نمونه های موفق قبلا خیلی نوشته اند.

  41. ازکانادا می گوید:

    کاملاْ موافقم. من هم در سوند این مساله رو دیدم و هم در اینجا. هم در محیط کار و هم در دانشگاه. البته این مساله محدود به ایرانی ها نیست. این مشکل کلاْ برای جهان سومی ها رخ میده. به هر حال کسی ناقض موفقیت های حاصله از تلاش نیست و کسی هم نمی تونه بگه که اگر افراد در ایران بمونند وضعیت بهتری خواهند داشت ولی نباید واقعیت رو هم انکار کرد که ضریب موفقیت چندان بالا نیست و اکثر افرادی که جهان سوم به جهان اول میان به حاشیه رانده میشن.

    کرگدن: چکیده سخن من همین است که شما گفتید. سپاسگزارم.

  42. مهران می گوید:

    مشخصاً عقده های روانی شما در اين نوشته نمايان است. خصوصاً در اولين پاراگراف مربوط به دانشجو ها

    کرگدن: شما نمی دانید من دانشجو هستم یا نه پس لطفا نقش روانکاو برایم بازی نکنید.

  43. خداحافظ كانادا می گوید:

    كرگدن جان نميدونم جريان چيه كه هر وقت كسی از مشكلات يخستان (كانادا) بنويسه كلی متهم ميش و بهش حمله ميشه. منهم هر روز چند تايی از اين ها دارم :

    يادمه يكبار يكی از همين كانادا مثبت نويس ها اومده بود كامنت داده بود عصبانی كه آقا اينجا تو كانادا اصلا مشكلی وجود نداره!!!

    دقت كرده باشی اين مساله در مورد كسانی كه آمريكا زندگی می كنن كمتر ديده ميشه.

    فكر كنم خود كسانی كه كانادا هستن يه جورايی اغلب مشكلاتی رو كه عنوان ميشه با پوست و گوشت حس می كنن اما جز انكار كار ديگه ای از دستشون بر نمياد.

    موفق باشی.

    کرگدن: افراط و تفریط در هیچ کاری خوب نیست. متاسفانه بیشتر مهاجران پس از مدتی سکوت می کنند و محو می شوند.
    شما هم موفق و شاد باشید.

    خداحافظ كانادا

  44. Alireza می گوید:

    سلام کرګدن
    یعنی در اونجا اصلا آدم حسابی موفق ایرانی نداریم؟ همه در پیت هستند؟

    کرگدن: سلام. چرا؛ ایرانی موفق هم اینجا هست.

  45. mohajer می گوید:

    Ostad man az yek pedar va madar fahmideh vali bisavad dar shahrestan “mianeh” motevalled shodam. Be canada mohajerat kardam. Faravan dars khoondam va zahmat keshidam va kamtar ghor zadam. Az august emsal dar harvard (DF/HCC) mashgool kar khaham shod. dar system haye herfe-ee inja kasi ba chat kardan va paye computer neshastan nemitavanad baazdeh khoobi daashte baashad. Jenaab aali ya daneshjoo nisti. ya az sharayet daneshgah khabar nadari. va ya hanooz az marhale parti.
    movafaghi-at baraye irani jahan sevvomi joz ba talaash faravan, zahmat besyaar va kam ghor zadan (va albate kami shans) be dast nemiayad.

    Dorood bar Canada!

    کرگدن: پس به سلامتی تابستان برای کار و زندگی به آمریکا رفته و کانادا را ترک خواهید کرد. برایتان آرزوی موفقیت می کنم و تلاش و کوشش تان را ارج می نهم. با شما موافقم که «موفقیت برای ایرانی جهان سومی جز با تلاش فراوان، زحمت بسیار و کم غر زدن (و البته کمی شانس) به دست نمی آید.»

  46. محسن می گوید:

    هر خواننده ای میتونه از نوشته شما نظری و که دوست داره برداشت کنه ، به نظر من نوشته شما ارزش خوندن و فکر کردنو داره ، چیزی که برای من جالبتره و شایسته است پاسخ های شما در مقابل نظرات موفق و مخالفه کاش همه این طور با نظرات برخورد می کردند

    کرگدن: خوشحالم از اینکه پسندیدید. همواره شاد و موفق باشید.

  47. خداحافظ كانادا می گوید:

    شاهد از غيب رسيد كرگدن جان :)

    منظورم پست بالايی است.

    کرگدن: سپاس :)

  48. رامین می گوید:

    من نمی دونم چرا بعضیا بحث رو شخصی می کنند و بخودشون میگرند
    اولا این اقا اول صحبتش نوشته «برخی» ایرانیان. پس اقای باسواد و موفق و غرور آفرین ایرانی که اینجوری موضع میگیری، این «برخی» نشون میده بحث کلی نیس
    دوم اینکه فکر نکنم که از نوشته های این اقا اینطور برداشت بشه که ایشون منکر موفقیت ایرانی ها در جایی شده باشد

    کاش ما ایرانیها اینقدر احساستی و سطحی موضع نمیگرفتیم
    اتفاقا کسانی که اینجا موفقند کمتر احساساتی با واقعیات اینجا برخورد می کنند
    گویا این اقا درست زده وسط خال که شما اینقدر به جوش آمدی؟
    تا صحبت یک واقعیت و مشکل از کانادا میشه، همتون از کوره در میرین و میشین کاسه از آش داغ تر! که کسی که اینجا بدنیا اومده اونقدر غالبی از احساسات برش نمیداره
    تیکه کلام دهنتون هم شده: خوب اگه ناراحتی برگرد ایران. فقط همینو بلدین!

    کرگدن: از حسن نظرتان سپاسگزارم.

  49. شراره می گوید:

    سلام کرگدن جان.چرا دیگه چیزی نمی نویسین؟

    کرگدن: سلام بر شما. من زیاد دست به قلم نیستم. از توجه تان سپاسگزارم.

  50. شراره می گوید:

    سلام مقالتون در روزنامه جوانان چاپ شده بود. البته بدون ذکر منبع.

    کرگدن: سلام بر شما. ممنون که خبر دادید. منظورتان هفته نامه جوانان است؟

  51. شراره می گوید:

    بله.ببخشید.منظورم مجله جوانان بود.خبر نداشتید؟

    کرگدن: خیر. این مطلب در روزنامه خبر چاپ شده: http://www.khabaronline.ir/news-6446.aspx ولی مجله جوانان را نمی دانستم. اگر نسخه آنلاین را پیدا کردید لطفا بهم خبر دهید.
    با سپاس

  52. hasti می گوید:

    vaghean na omidam kardi khob rast megi khayleya enjoreyan amaaaa az enja mondan bazam behtare age ramon bedan

    کرگدن: اگر هدف، انگیزه لازم و آمادگی هر گونه فداکاری و هزینه را داشته باشید کانادا می تواند بهتر باشد. از نظرتان ممنونم.

  53. محبوبه می گوید:

    من نمی دونم کجای مطلب شما برخورنده بود که خیلی ها باهاش برخورد شخصی کردند. ظاهرا” این یه روش دفاعیه. تا میری یه چیزی بگی به یکی برمیخوره. بابا وقتی بیشتر از ۹۰ درصد مهاجرا در این دسته بندی ها می گنجند یعنی این دسته بندی به طور کلی درسته. البته که موارد استثنا هم هست مثل هر قانون دیگری که استثنا دارد. ضمنا” شما که قانون نسبیت انیشتین رو ارائه ندادید که اینقدر سخت و خشن موشکافی اش می کنند و انتظار دارند که مو لا درزش نره. من خوشحالم که اشخاصی وجود دارند که روی دیگر سکه رو به آنها که خیال فرار اونم به کانادا رو در سر دارند و هیچ ایده درستی از اینجا ندارند نشون می دند.

    کرگدن: برای اینکه به کسی بر نخورد عنوان را همان ابتدا به «برخی ایرانیان» تغییر دادم هر چند باز گروهی آن را توهین آمیز دیدند شبیه همان حکایت «آینه چون نقش تو بنمود راست…».
    مهاجران موفق کم نیستند ولی در مورد مهاجران نا موفق معمولا سکوت برقرار است؛ انگاری کسی نباید خدای ناکرده بفهمد که ایرانی ناموفق هم داریم.
    گروهی هم برگ مهاجرت برایشان تنها دلخوشی زندگی است. اگر این یک دلخوشی را هم با مطرح کردن واقعیات بگیریم دیگر احساس پوچی کامل می کنند به همین دلیل شدیدا در برابر هر منتقدی جبهه گیری می کنند.
    برای من جالب است که خود متولدین کانادا بیشترین منتقدان نقاط ضعف این سیستم هستند ولی «برخی مهاجران» کاسه داغ تر از آش شده و یک طرفه سنگ کانادا به سینه می زنند.
    منکر خوبی های این سیستم نیستم ولی دفاع یک جانبه و چشم پوشی بر مشکلات را مانند «سر در برف کردن کبک» می دانم.
    بابت نظرتان سپاسگزارم و دوباره درخواست می کنم به نوشتن تجربیات و مشاهدات خود ادامه دهید.
    با تقدیم احترام

  54. شراره می گوید:

    سلام کرگدن جان.در نظرخواهی یک وبلاگ نوشته بودید که مدتی به ایران برگشتین اما دوام نیاوردین.میشه بپرسم چرا نتونستین بمونین؟

    کرگدن: سلام بر شما. می نویسم اگر عمری باقی بود و مجالی.

  55. آغاز مهاجرت می گوید:

    جالب بود

    کرگدن: ممنون!

  56. محبوبه می گوید:

    چرا دیگه نمی نویسید؟

    کرگدن: من دیر به دیر می نویسم و معمولا فقط برای پست در بالاترین. فعلا نوشته های تازه نفسانی مانند شما را دنبال می کنم!

  57. Cheyne-Stokes می گوید:

    salam shoma ham ke az bas neminevisin, man majbooram barayeh khoondaneh andak neveshtehatoon faghat javabeh commenta ro bekhoonam… lol eby nadareh, be har jahat, ageh mohabbat konid neveshtehayeh balatarin ro inja ham bedin mamnoon misham chon ba oonja ziyad ashna nistam
    3pas

    کرگدن: خیلی لطف دارید… ببخشید فعلا نوشتنم نمی آید! نوشته جدیدی هم در بالاترین نگذاشتهام.
    شاد و سلامت باشید.

  58. khas o khashaak می گوید:

    سلام کرگدن بامزه.این مدل نوشتارواسه ماهاجالبه یک جورواقعیتهای تلخ البته به زبان طنزوگاهی لودگی.این چالشهاحاصل تصادف فکرومدل ایرانی بایک سیستم جهان اولی هست
    قطعا عدم انطباق بامحیط جدیداین چالشهارابه ارمغان میاره.اگه لطف کنی باهمین ادبیات زندگی تو ایران راطبقه بندی کنی ممنون میشم

    کرگدن: سلام بر خس و خاشاک. خوشحالم که به نظرت جالب آمده. البته منظورت از لودگی را متوجه نشدم. عدم انطباق با محیط جدید موضوع خیلی جالبی ست که امیدوارم روزی درباره اش بنویسم ولی هدف این نوشته نبوده.
    قصد دارم در فرصت مناسب تجربیاتم در مورد مهاجرت را بنویسم: اینکه چرا آمدم و چه مسائلی در ایران باعث شد تصمیم به مهاجرت بگیرم. اما در مورد طبقه بندی زندگی در ایران قطعا بچه های داخل هم به روز ترند هم آگاه تر.

  59. علی می گوید:

    متاسفانه همه بچه های علامه حلی بدون استثنا به دلیل سیستم اموزشی تخمی این مرکز که درسها رو از هر سوراخی توی بچه ها می کنه اخر سر خیلی پرمدعا می شن و اصلا به خودشون نگاه نمی کنن که کی هستن و چی شدن و اگر هم کسی بشن نمی تونن از موقعیتشون استفاده کنن.مثل این عزیز روشن فکر ما که هنوز بعد از 35 سال نمی دونه که اگه مردم میرن نخجوان برای چه کاری می رن و همسفرهاش که رفته بودن از تنها مزیت این شهر نسبت به ایران استفاده کنن رو مسخره می کنه که ای وای چرا میخوان خانم بازی کنن!! .استاد بهتره عوض اینکه ایرانی ها رو دسته بندی کنی یه کم معلومات خودت رو از جایی که داری میری سفر بیشتر کنی تااینجوری یه عده ترک که همشون یا قاچاقچی هستن یا جنده اینجوری تو کونت نکنن و ازت نچاپن .تو سوراخ های خودت رو داشته باش و یه کم درباره کشورهای همسایه ایران مطالعه کن نصیحت به قوم ایرانی و دسته بندی پیشکش!

    کرگدن: سپاسگزارم بابت نطرتان هر چند مودبانه نبود. همیشه شاد و سلامت باشید.

  60. تفلاهوس می گوید:

    سلام من کارمند رسمی شرکت نفتم. از مصاحبه پذیرفته شدم و منتظر ویزا هستم. به نظرت کار رسمی ایران رو ول نکنم و کانادا رو بیخیال شم؟ پس چی میگفتن کانادا بهشت کوچیکه؟
    تفلاهوس

    کرگدن: سلام تفلاهوس
    بستگی دارد که هدفتان از اقدام برای آمدن به کانادا چه بوده. اینکه از اینجا خوشتان بیاید یا خیر هم بستگی دارد به خیلی چیزها مانند وضعیت مالی، مجرد یا متاهل بودن یا بچه داشتن و غیره.
    پیشنهاد می کنم پس از گرفتن ویزا و ترجیحا پس از زمستان مرخصی بگیرید و بیایید خودتان از نزدیک ببینید. هم مهاجرتتان از نظر قانونی کامل می شود هم فرصت دارید با ارزیابی شرایط تصمیم بگیرید.
    حکم کلی نمی توانم بدهم ولی اگر سن تان بالای 35 است، شغل رده بالا با حقوق مکفی دارید و در کار و زندگی جا افتاده اید ممکن است نتوانید همان شرایط را در اینجا به این زودی ها فراهم کنید و ناراضی شوید.
    اگر تخصصی دارید که خیلی خاص و تک است و اینجا هم زمینه کاری برایش باشد و حاضر باشید پیه هر سختی را به تن بمالید احتمال موفقیت بالاتر می رود.
    کانادا اگر به فرض محال بهشت هم باشد برای مهاجر بی کار و بی پول و تنها می شود جهنم.

  61. omid می گوید:

    سلام . از همه که نظراتی دادن و بیشتراز شما تشکر میکنم که وقت کذاشتین و ما جوانهای داخل ایرانو که فکر مهاجرت به خارج از جهان سوم را داریم چه برای زندگی بهتر و چه برای تحصیل ، از اندک معایب و مزایای غربت مطلع میکنید .
    من یه نظر شخصی از شما نسبت به برداشت همه جانبه شمااز نظر کار و زندگی وادامه تحصیل نیاز دارم : من کارشناسی عمران از دانشگاه آزاد تهرانو دارم و 27 سالمه و بچه جنوب تهران ،بدون پشتوانه مالی خوب ولی سخت کوش در کار و تحصیل ،. ولی چند مدتی دارم فرانسه میخونم که برای اقامت برای کبک اقدام کنم و هیچ کسی هم تو کانادا ندارم .خیلی ممنون میشم هم از خوبترین و هم از بدترین حالتی که میتونه برای یه جوان ایرانی با شرایط فوق پیش بیاد منو مطلع کنید .
    موفق ،شاد و سلامت باشید .

    کرگدن: سلام امید خان. بهتر و بدتر وجود ندارد و کاملا بستگی دارد به طرز فکر شما و انتظاراتی که از زندگی داری. نمی دانم الان شاغلی یا نه. اینجا کار پیدا کردن بسیار مشکل است و اگر کار و درآمد مناسب داری احتیاط کن در آمدن ولی اگر در ایران صفر هستی بهترست بیایی کانادا و از هیچ شروع کنی؛ یعنی همان کاری که من کردم.
    همیشه شاد و موفق باشی.

  62. فرید صلواتی می گوید:

    می خواهید باور کنید . می خواهید باور نکنید

يك پاسخ برايش بگذاريد